Close
قیام شا محمدیاری در ایلام (نبردڕنوو):

قیام شا محمدیاری در ایلام (نبردڕنوو):

  • Publishedمهر ۱۴, ۱۴۰۴

مقاومتدربرابرتمرکزگراییپهلوی

دەروەچ

قیام شامحمد یاری در سال ۱۳۰۸ هجری شمسی (۱۹۲۹ میلادی) یکی از شاخص‌ترین خیزش‌های کوردی علیه سیاست‌های تمرکزگرایانه دولت پهلوی اول است. این قیام که در حافظه تاریخی مردم ایلام به «نبرد ڕنوو» معروف شده است، نه صرفاً به‌عنوان یک رخداد نظامی، بلکه به‌مثابه نماد مقاومت هویتی و اجتماعی در برابر روند دولت‌سازی از بالا به پایین اهمیت دارد. بررسی دقیق این رویداد نشان می‌دهد که مجموعه‌ای از عوامل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دست به دست هم دادند تا بستر یک قیام گسترده فراهم شود.

پشتکوه، که امروزه با استان ایلام همپوشانی دارد، تا اوایل قرن چهاردهم خورشیدی تحت اداره والیان محلی بود. نظام والی‌گری به دلیل موقعیت کوهستانی منطقه و فاصلهٔ آن از مرکز، عملاً نوعی خودمختاری ایلی ایجاد کرده بود. والیان پشتکوه نه‌تنها واسطه‌ای میان دولت مرکزی و ایلات بودند، بلکه با بهره‌گیری از شبکه‌های سنتی قدرت، نظم اجتماعی و اقتصادی خاصی را حفظ می‌کردند. با روی کار آمدن رضاخان، این نظام دیرپا به‌سرعت تضعیف و سرانجام برچیده شد. پژوهش محمدزاده (۱۳۹۰) نشان می‌دهد که افول والی‌گری خلأ قدرتی ایجاد کرد که دولت مرکزی کوشید با ابزار قهر پر کند؛ همین امر یکی از زمینه‌های مهم قیام ایلات پشتکوه بود.

سیاست‌های عشایری پهلوی اول به‌طور کلی در سه محور خلع سلاح عمومی، تخته‌قاپو یا اسکان اجباری، و سلب اقتدار سران ایلات خلاصه می‌شد. علاوه بر این، اجرای نظام وظیفه اجباری و متحدالشکل‌سازی پوشش، فشار مضاعفی بر جوامع ایلی وارد کرد. دولت بدون آماده‌سازی اقتصادی و اجتماعی این برنامه‌ها را با اتکا به ارتش و ژاندارمری پیاده کرد. در ایلام، که معیشت ایلات بر کوچ، دامداری و استقلال ایلی استوار بود، این سیاست‌ها به‌سرعت نارضایتی عمیق برانگیخت. قیام ۱۳۰۸ دقیقاً واکنشی به همین روند بود.

در چنین فضایی، شامحمد یاری، کدخدای ایل ملکشاهی، به رهبر جنبش بدل شد. روایت‌های پژوهشی او را فردی کاریزماتیک توصیف می‌کنند که به دلیل سابقهٔ خانوادگی در مقابله با تجاوز عثمانی‌ها و دفاع از سرزمین، محبوبیت وسیعی میان مردم داشت. او توانست با بهره‌گیری از شبکه‌های ایلی، نه‌تنها ملکشاهی بلکه ایلات دیگری چون میشخاص، شوهان، خزل، علیشروان بدره و ارکوازی را نیز با خود همراه کند. تخمین زده می‌شود حدود چهار هزار نفر در این قیام شرکت کردند.

قیام از ارکواز آغاز شد و به‌سرعت مرکز حکومتی حسین‌آباد (ایلام فعلی) را هدف گرفت. قیام‌کنندگان موفق شدند برای چند روز این مرکز را تحت فشار قرار داده و تصرف کنند و سپس در گردنه ڕنوو، نقطه‌ای استراتژیک در مسیر ایلام-کرمانشاه، موضع بگیرند؛ آن هم با هدف تصرف کرماشان. نبرد ڕنوو نقطه عطف قیام بود و نام آن نیز از همین محل گرفته شده است.

دولت در برابر این قیام واکنشی سخت نشان داد. فرماندهی عملیات سرکوب به سرتیپ حاجعلی رزم‌آرا سپرده شد. او در خاطرات خود، که بعدها در قالب کتاب «خاطرات و اسناد سپهبد حاجعلی رزم‌آرا» منتشر شد، عملیات پشتکوه را به تفصیل شرح می‌دهد: حرکت نیروها از شاه‌آباد (اسلام‌آباد کنونی) به سمت ایوان، تلاش برای شکستن حلقه قیام‌کنندگان، و آزادسازی نیروهای دولتی محاصره‌شده به فرماندهی سرتیپ کوپال. استفاده از توپخانه و حتی پشتیبانی هوایی، برتری قاطعی به نیروهای دولتی بخشید. در مقابل، نیروهای ایلامی عمدتاً به تفنگ‌های شخصی و سلاح‌هایی که از کوردستان عراق و خانقین تهیه کرده بودند مجهز بودند و امکان مقابله طولانی‌مدت نداشتند.

شکست قیام به دلیل چند عامل رقم خورد: کمبود مهمات و تجهیزات، فرسودگی ناشی از چند هفته جنگ، بهره‌گیری دولت از برخی ایلات همجوار برای تضعیف حلقه مقاومت و تمهیدات سیاسی چون اعلان عفو عمومی که موجب تفرقه میان مبارزین شد. با این‌حال، دولت پس از سرکوب کامل، برای جلوگیری از تداوم نارضایتی، از اعدام رهبران اصلی خودداری کرد و شامحمد یاری مورد عفو قرار گرفت.

قیام ڕنوو با وجود شکست نظامی، معنای سیاسی و نمادین پررنگی یافت. همان‌طور که محمدزاده (١٣٩٠) تأکید می‌کند، این قیام حاصل تلاقی سه عامل بود: از میان رفتن والی‌گری و خلأ قدرت، فشارهای اقتصادی–اجتماعی ناشی از سیاست‌های تمرکزگرایانه دولت، و مقاومت فرهنگی–هویتی در برابر یکسان‌سازی. در این چارچوب، قیام ایلام را می‌توان حلقه‌ای میانی در زنجیره قیام‌های کوردی دانست؛ نه به گستردگی قیام سمکو، اما واجد همان منطق دفاع از استقلالِ فرهنگی-سیاسی در برابر دولت‌سازی قهرآمیز.

قیام شامحمد یاری در ایلام، فراتر از یک واکنش خُرد، بخشی از تاریخ مقاومت کوردها در ڕۆژهەڵات است؛ با این حال، برخلاف قیام‌هایی چون جنبش سمکو یا قیام‌های باشوور، در پژوهش‌های تاریخ معاصر کوردستان چندان مورد توجه قرار نگرفته است. همین مغفول‌ماندن سبب شده که جایگاه آن در حافظه عمومی کوردها بیشتر در سطح روایت‌های محلی و شفاهی باقی بماند، در حالی‌که از منظر تاریخی می‌توان آن را یکی از نخستین نمودهای مواجهه مستقیم سیاست‌های تمرکزگرای پهلوی اول با جامعه کوردی در زاگرس مرکزی دانست.

اهمیت این قیام در آن است که نشان می‌دهد چگونه مردم ایلام در سال‌های نخست دولت پهلوی، به‌رغم فشار شدید نظامی و سیاسی، توانستند صدای اعتراض خود را فریاد بزنند. اگرچه ڕنوو از نظر نظامی به شکست انجامید، اما پیام نمادین آن، یعنی مقاومت در برابر استبداد و دفاع از هویت سیاسی-فرهنگی در میان کوردها باقی ماند. امروز بازخوانی این قیام می‌تواند نه فقط برای تاریخ ایلام، بلکه برای تاریخ مقاومت‌های کوردی ارزشی دوچندان داشته باشد، چرا که از یک‌سو ابعاد کمتر شناخته‌شده سیاست‌های دولت‌سازی را روشن می‌کند و از سوی دیگر یادآور سهم ایلام در تاریخ مبارزات کوردی است.

منبع

محمدزاده، ع. (۱۳۹۰). قیام ایلام در عصر رضاشاه (ک. رحیمی، ویراستار). تهران: زانا.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *